
سرپرسی سایکس در 27 سالگی و پیش از ازدواج، همراه با خواهر بزرگش، الا (Ella)، از بندر انزلی وارد ایران شد. پس از طی مسیر طولانی با اسب، به کرمان رسید و در سال 1894 م. کنسولگری انگلیس را در این شهر تأسیس کرد.
دو سال بعد، در سال 1896 م. سایکس به همراه خواهرش مسافتی حدود یک هزار کیلومتر را طی کرد و مرز بلوچستان ایران و انگلستان را علامتگذاری نمود. او به عنوان مأمور اطلاعاتی زبده انگلستان و در قالب کنسول در کرمان و مشهد فعالیت میکرد. به همین دلیل انجمن سلطنتی جغرافیای انگلیس به پاس خدمات او در کشف و نقشهبرداری ایران، مدال طلا اعطا کرد و در انگلستان به عنوان کسی که «درباره ایران میداند» شهرت یافت.
رئیس دبیرخانه وزارت خارجه انگلستان نیز در پاسخ به استعلامی درباره سایکس تصریح کرد: «آقای سایکس اسماً کنسول است، اما در حقیقت افسر اطلاعاتی است و باید با هر تقاضای او موافقت شود.»
با کشف نفت و تأسیس شرکت نفت ایران و انگلیس، حفظ امنیت جنوب ایران اهمیت ویژهای یافت و سایکس یکی از مأموران اصلی این برنامه بود. او در سال 1915، همزمان با جنگ جهانی اول، مسئول تشکیل نیروی پلیس جنوب ایران شد و ریاست آن را بر عهده گرفت. اگرچه ابتدا این نیرو مأموریت داشت مناطق کرمان، فارس و جزایر را پوشش دهد، در عمل نظارت آن در سراسر ایران گسترده شد.
علاوه بر مأموریتهای سیاسی و امنیتی، سایکس علاقه زیادی به جمعآوری آثار باستانی و نسخ خطی داشت. او در کرمان مجموعهای از اشیای مفرغی شامل کاسه، کوزه و ابزارهایی شبیه تبر، چند دستبند و گوشواره نقره و چند دانه عقیق را جمعآوری و به موزه بریتانیا منتقل کرد. همچنین در جیرفت، مرهم دانه مرمر را از طریق مبادله به دست آورد که به گفته کارشناسان، ساخت یونان و مربوط به قرن چهارم پیش از میلاد بود.
سایکس در مجموع حدود 19 سال به صورت ناپیوسته در ایران خدمت کرد و طی این مدت، بیش از 15 هزار مایل برای اکتشافات جغرافیایی سفر نمود. او به فارسی و عربی مسلط بود و با علوم دینی اسلام و مذهب تشیع آشنایی کامل داشت. این تواناییها، جایگاه ویژهای برای او در میان خاورشناسان اروپایی ایجاد کرده بود.
از آثار مهم سایکس درباره ایران میتوان به کتابهای «تاریخ مفصل ایران»، «ده هزار مایل در ایران»، «تاریخ کرمان»، «تاریخ افغانستان»، «افتخار عالم تشیع» و «کشاورزی در خراسان» اشاره کرد که بیشتر آنها به فارسی ترجمه شدهاند.