
در بندر شاهپور به دنبال اعتصابهای جاری در خوزستان کارگران شرکت پیمانکار واترکو پیمانکاری ایران و ژاپن در احداث کارخانه پتروشیمی اعتصاب کردند. اعتصاب اصلی در صنعت نفت در هفته آخر مهر در آبادان آغاز شد؛ یعنی هنگامی که اعتصاب سراسر کشور را فرا گرفته بود. در این روز کارکنان اداره کالا و آزمایشگاه شرکت در آبادان دست به اعتصاب زدند. در این هنگام مأموران انتظامی گاز و نفت وارد محوطه شده و ۷۰ نفر از کارکنان اداره کالا را با خود به خارج از پالایشگاه برده و رها کردند. فردای آن روز کارکنان پالایشگاه به عنوان اعتراض به این عمل دست به اعتصاب زدند. یک هزار نفر از کارمندان سازمان عملیات غیر صنعتی نیز به حمایت از کارکنان اعتصابی جلوی اداره مرکزی شرکت ملی نفت اجتماع کردند. واحدهای اعتصابی از این قرار بودند: اداره مهندسی، اداره آزمایشگاه، اداره کالا، اداره حسابرسی، اداره بودجه، مدیریت اداری، انبارهای کارگاه مرکزی و کارگاه حمل و نقل و تعمیرات. هنوز اعتصاب به واحد اصلی پالایش نفت سرایت نکرده بود که در روز ۲۶ مهر کارکنان دوباره در جلوی اداره مرکزی اجتماع کردند و خواستهای چهارگانه خود را به این شرح اعلام داشتند:
• پرداخت ۱۲٫۵ درصد اضافه حقوق از اول مهر
• پرداخت ۷۵۰ تومان کمک شغل
• دادن جیره کالا به کارمندان و خانواده آنان
• برکناری فوری تیمسار کلیایی رئیس گارد صنعت نفت و تعقیب مسببین حادثه ورود مأموران امنیتی به پالایشگاه و اهانت به کارکنان
بدین ترتیب پس از اعتصاب کارکنان پالایشگاه تهران، کارکنان پالایشگاههای نفت اصفهان، شیراز، تبریز و آبادان به آنان پیوستند. چند روز پس از آن کارکنان کارخانه سیمان تهران اعتصاب کردند و موج اعتصابات همه جا را فرا گرفت. چندی نگذشت که کارگران خواستههای سیاسی را بر خواستههای اقتصادی خود افزودند.
پالایشگاههای نفت تعطیل شد و بیشتر میدانهای نفت از کار بازایستاد. علاوه بر مجموعه پتروشیمی در بندر شاپور و بانک ملی، معادن مس نزدیک کرمان و چهار کارخانه عظیم صنعتی دیگر نیز تعطیل گردیدند.
کارگران صنعت نفت خواهان افزایش حقوق، بهبود وضع مسکن، آزادی اتحادیههای کارگری، پایان دادن به حکومت نظامی، عمل به قانون اساسی مشروطه، عفو عمومی همه زندانیان سیاسی و پرداخت حقوق برای مردان و زنان با کار مشابه شدند. کارگران پالایشگاهها خط لولههای نفتی، حوزههای نفتی، تعمیرگاهها و کارکنان دفتری شرکت هماهنگ با اعتصابهای صنعت نفت، نه تنها کمیتههای محلی بلکه کمیتههای مرکزی اعتصاب تشکیل دادند.
الحاق کارگران صنعت نفت جنوب کشور در پاییز ۱۳۵۷ به مبارزه علیه رژیم شاه به جنبش اعتراضی مردم نیروی فوقالعادهای بخشید. آنان برای تداوم مبارزه دست به تشکیل کمیتههای اعتصاب زدند. در این کمیتهها ۱۵ عضو از سازمانها و گروههای مختلف شرکت داشتند.
اطلاعات در ۳۰ مهرماه چنین خبر داد:
اعتصاب ۵ هزار کارمند صنعت نفت دیروز و امروز هم ادامه یافت و اعتصابکنندگان ساعت ۷:۳۰ صبح دیروز همانند چهار روز گذشته جلوی اداره مرکزی اجتماع کردند. تعداد زنان کارمند دیروز در میان اجتماع کنندگان بیشتر بود. مدیران اطلاع دادند که اضافه حقوق کارکنان تصویب شده... اما کارمندان اعتصابی اعلام کردند که به اعتصاب ادامه خواهند داد تا هنگامی که خواستهای چهارگانه آنان به انجام برسد. در مورد بازداشت و دستگیری عدهای از کارمندان بر اساس خواستهای کارمندان، مقامهای مسئول باید عذرخواهی کنند و پلیس حفاظت پالایشگاه برکنار شود. به دنبال مبارزات کارکنان آبادانی، کارکنان صنعت نفت در جزیره خارک، لاوان، بهرگان، اهواز، گچساران، آغاجاری، مسجد سلیمان، مارون و بی بی حکیمه و شرکت سهامی خدمات نفت ایران در اهواز و آبادان و سایر مناطق به اعتصاب پیوستند. در ۱۵ آبان دولت نظامی روی کار آمد و اعلام کرد که هر کسی کار نکند اخراج و در صورت مقاومت دستگیر خواهد شد. حدود ۲۰۰ نفر از سران کارکنان اعتصابی بازداشت شدند. به تدریج کارکنان صنعت نفت همانند دیگر دستگاهها و سازمانهای دولتی و خصوصی زیر فشار دولت نظامی به کار بازگشتند و تولید نفت که به یک میلیون بشکه در روز کاهش یافته بود، به حدود ۶ میلیون بشکه در روز افزایش یافت. بدینگونه مدت یک ماه با سکوت نسبی گذشت. از نیمه آذرماه همگام با اوجگیری تظاهرات ماه محرم و به خصوص پس از برگزاری مراسم تاسوعا و عاشورا که ورشکستگی دولت نظامی آشکار شد، کارگران صنعت نفت دوباره مبارزه را آغاز کردند و در ۲۳ آذر اعتصابهای سراسری برپا شد و تولید نفت به یک میلیون بشکه کاهش یافت و در ۵ دی با گسترش اعتصابها صدور نفت به کلی قطع شد.
اعتصاب کارگران صنعت نفت دولت را به آستانه ورشکستگی کشاند و اعتصاب کارگران بخش حملونقل و کارخانهها، چرخهای حیاتی صنعت را از کار انداخت. در ٤ دی ۱۳۵۷ اعتصابات عمومی پشت سر هم دوباره اقتصاد را به وقفه کامل دچار ساخته و کمیتههای اعتصاب بسیاری از کارخانههای بزرگ، وزارتخانههای حکومت و مراکز مخابراتی را اشغال کرده بودند. در صنعت نفت نیز هنگامی که اکثر کارگران پالایشگاه کنارهگیری را به ادامه تولید زیر نظارت مقامات حکومت نظامی ترجیح دادند، صادرات قطع شد. مهمترین اعتصابهای کارگران صنعت نفت در ماههای پایانی سلطنت پهلوی را میتوان در جدول زیر نشان داد:
نام موسسه | محل | تاریخ اعتصاب | تعداد کارگران اعتصابی |
پیمانکاری ریمینکو | آبادان | 26/6/57 | 80 نفر |
پیمانکاری حفاری ریدینگ اند بیتس | اهواز | 27/6/57 | 200 نفر |
شرکت شیمیایی شاهپور | بندر ماهشهر | 27/6/57 | 800 نفر |
پیمانکاری حفاری اینتردریل | اهواز | 27/6/57 | 65 نفر
|
پیمانکاری حفاری سد کوسد ایران | اهواز | 26/6/57 | 320 نفر |
پالایشگاه گاز بیدبلند | آغاجاری | 27/6/57 | 420 نفر کارگر و کارمند |
کارگران پیمانکاری حملونقل اهواز نسرین | اهواز | 28/6/57 | 200 نفر |
پیمانکاری حفاری سنتافی | اهواز | 28/6/57 | 50 نفر |
کارگران شرکت خاص خدمات نفت | آغاجاری | 29/6/57 | 1400 نفر |
شرکت ملی نفت اهواز | اهواز | 2/7/57 | 5050 نفر |
شرکت خاص خدمات نفت | اهواز | 1/7/57 | ـــ |
شرکت تعاونی مصرف صنعت نفت | مسجدسلیمان | 2/7/57 | 21 نفر |
شرکت ملی گاز اهواز | اهواز | 2/7/57 | 80 نفر |
سازمان تعاونی مصرف صنعت نفت | اهواز | 1/7/57 | 40 نفر |
شرکت ملی نفت آغاجاری | آغاجاری | 1/7/57 | 850 نفر |
شرکت شیل | آبادان | 3/7/57 | 100 نفر |
شرکت سهامی خاص خدمات نفت | خارک | 3/7/57 | 150 نفر |
شرکت ملی نفت خارک | خارک | 4/7/57 | 90 نفر |
پیمانکاری مستغلات | خارک | 4/7/57 | 160 نفر |
در واقع اعتصابهای کارگران در آستانه پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ به شکل یک اعتصاب سراسری درآمد. فعالیت اعتصابی سال ۱۳۵۶ و نیمه اول سال ۱۳۵۷ عمدتاً ماهیت اقتصادی داشت و جو حاکم بر فضای سیاسی را متشنج ساخت. در تابستان ۱۳۵۷ اعتصاب کارگران به تدریج رنگ سیاسی به خود گرفت و آنان خواستههای سیاسی را مطرح کردند. این روند جدید در جریان اعتصابهای صنعت نفت در ماههای سپتامبر و اکتبر (شهریور تا آبان)، آشکار شد. به زودی کارکنان ارتباطات، حمل و نقل، بانکها، بیمارستانها و کارگران کارخانههای کاغذسازی، ماشین سازی، ابزار سازی، دخانیات، بافندگی، ذوبآهن و سایر بخشها نیز به نفت گران اعتصابی پیوستند. کارگران پیشنهاد افزایش دستمزدها را رد کردند و به اعتصاب ادامه دادند. اعتصاب ۳۰ هزار کارگر صنعت نفت حالتی تعیین کننده داشت.
ارتش در آبان و آذر، نفتگران را به زور به سر کار آورد، اما در ماه آذر و دی دوباره دست از کار کشیدند و تا پایان در اعتصاب باقی ماندند. کارگران صنعت نفت میگفتند ما تنها هنگامی صادرات نفت را از سر میگیریم که ابتدا شاه را صادر کرده باشیم، اما با رفتن شاه نیز اعتصابها ادامه یافت و کار دولت بختیار را فلج ساخت.
فدائیان، تودهایهای مارکسیست، مجاهدین خلق طرفداران شریعتی و سوسیالیستهای اسلامی همگی در راهاندازی اعتصاب مؤثر بودند. در روند اعتصاب کارگران، نهادهای یگانه خویش یعنی شوراها را بنا نهادند. شوراها کمیتههای نامتمرکز متشکل از کارگران عادی بودند که اعتصاب در کارخانهها، ادارهها و مدرسهها را سامان میدادند.
علاوه بر اعتصاب کارگران صنعت نفت که نقطه عطفی در مبارزات کارگران علیه رژیم پهلوی محسوب میشود، کارگران و کارمندان وزارت نیرو آب و برق، کارخانهها و مراکز صنعتی و... نیز دست به اعتصاب زدند.
کارکنان وزارت نیرو از هفته اول مهرماه در نقاط مختلف کشور دست از کار کشیدند و دستکم در نوزده شهر اعتصاب برپا کردند. نخستین واحد اعتصابی وزارت نیرو ٨٥٠ نفر کارکنان (کارمندان و کارگران سازمان آب و برق مشهد و شیراز بودند، که با خواستهای مالی در ۱۶ شهریور در محل کارخانه اجتماع کردند و خواستهای خود را اعلام نمودند و با دریافت مهلت یک ماهه به اعتصاب پایان دادند و دوباره در ۱۶ مهر اعتصاب کردند.
در مجموع میتوان گفت حضور کارگران در صحنه انقلاب اسلامی ایران برجسته بوده است. کارگران صنایع و مراکز گوناگون صنعتی همراه با سایر اقشار جامعه عليه رژيم پهلوى متحد گردیدند و توانستند با اعتصابات خود سیستم اقتصادی و اداری جامعه را فلج کرده و رژیم را مجبور نمایند که برای پایان دادن به اعتصابات کارگری حاضر به پرداخت امتیازاتی به کارگران و سایر طبقات جامعه گردد. در بین اعتصابات کارگری، اعتصاب کارگران صنعت نفت نقش مهم و اساسی در تضعیف هرچه بیشتر رژیم پهلوی ایفا نمود. اعتصاب کارگران صنعت نفت سبب کاهش درآمد رژیم و مختل شدن وضعیت اقتصادی جامعه گردید. اگرچه رژیم پهلوی در آخرین سالهای سلطنت خود همواره تلاش نمود تا مانع گسترش مخالفتها از جانب طبقات گوناگون گردد، وجود عنصر رهبری در جامعه و همصدا شدن طبقات جامعه به ویژه کارگران، با استراتژیهای رهبری امام خمینی سبب گردید تا بتوانند به عمر حکومت پهلوی خاتمه داده و در نهایت در پیروزی انقلاب اسلامی ایران سهیم گردند.